پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
117
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
دربارهء اينكه ظاهر و باطن كه متعلّق علم و حكمت است ، چيست . مىنويسد : « هر چه خدا براى آدميان ، چه اثباتا و چه نفيا ، مقرّر فرموده است ظاهرى دارد و باطنى . » ظاهر آن لفظ امر است ، لفظى كه مؤمنان ناگزير بايد از آن اطاعت كنند ، در حالى كه باطن آن علل يا غاياتى است كه خدا به سبب آنها انسانها را به فعلى امر يا از آن نهى مىكند . معرفت به اين علل تنها به پيغمبر و جانشينان او ، يعنى « حكما » يا صاحبان حكمت . داده شده است . » پس ، به موجب اين متن ، از يك سو « علم » ى داريم كه عبارت از شناخت امور الهى از جنبهء لفظى آنهاست ، و از سوى ديگر « حكمت » كه به علّت اين « امور » ( امرها ) دست مىيابد . « 30 » در حقيقت تقسيمات علم مذهبى پيچيدهتر از اين است ، و تشخيص اينكه انديشهء درست ترمذى كدام است همواره آسان نيست . بالاتر ، ديديم كه ترمذى از سه گونه علم سخن مىگفت ، يكى دربارهء خدا ، دوّم دربارهء حكومت خدا و سوّم دربارهء امر خدا . او اين تقسيم سه گانه را به نحوى روشنتر در همين كتاب علم الاولياء ( برگ 74 الف ) تكرار مىكند ؛ مىنويسد : « كسانىاند كه در شناخت امر خدا عالماند ، يعنى در اينكه چه چيزى حلال و چه چيزى حرام است : آنها نشانههاى علم بر خود دارند و با آن شناخته مىشوند ؛ ديگر كسانىاند كه در شناخت حكومت الهى عالماند : آنها نشانههاى حكمت دارند و با آن شناخته مىشوند ؛ سه ديگر كسانىاند كه در شناخت خدا عالماند : آنها نشانههاى نور خدا و عظمت خدا را بر خود دارند و به وسيلهء خدا شناخته مىشوند ؛ آنها اولياى خداىاند . » ترمذى مبدأ اين تقسيم سه گانه را به عيسى مىرساند ، كه با اين حال كاملا با او موافق نيست : « از عيسى عليه السلام منقول است كه مىگفت : عالمان بر سه نوعاند : عالمى كه به شناخت خدا علم دارد ، بىآنكه به شناخت امر خدا علم داشته باشد ؛ ديگر عالمى كه به شناخت امر خدا علم دارد ، بى آنكه به شناخت خدا علم داشته باشد ؛ و سه ديگر عالمى كه هم به شناخت خدا علم دارد و هم به شناخت امر خدا . » و امّا به نظر مىآيد كه در اينجا علم به حكومت خدا و حاكميّت او با علم به خدا يكى دانستهشدهاست . و امّا ما آنها را از هم جدامىكنيم ، زيرا علم به حكومت خدا متعلّق به بندگان است و در حوزهء عبوديّت آيينى است ، در حالى كه علم به خدا ستايشى است كه بر زبانها جارىمىشود و از باغهاى دل سرچشمه مىگيرد ( برگ 41 ب ) . . . و در حقيقت ، علم به خدا و قدرت او تو را به باطن خود مىبرد ، و حال آنكه علم به حكومت الهى تو را به ظاهر خود مىبرد . . . با علم به خدا و قدرت او تو مراقب خدايى و در قلمرو و مراقبت و مشاهده در همه چيز درمىآيى ، با علم به حكومت الهى ، تو صورت اعمال را متصوّر مىكنى و مراتب اعمال را
--> ( 30 ) . ترمذى همهء كتاب علل العبوديّة خود را ، كه تحليلى از آن در تحقيق ماسينيون ، ص 288 ، 289 آمدهاست ، به اين موضوع اختصاص دادهاست .